:جیا سکانس آخر
.
...زندگی ومرگ
نیرو و آرامش
آگر امروز بمیرم، هنوز هم ارزشش را دارد
حتی اشتباهات وحشتناکی که کرده ام
و اگر می توانستم جبرانشان می کردم
و درد هایی که مرا سوزانده است
و
جایش روی روحم مانده
...ارزشش را داشت
برای اینکه اجازه داشتم هر جایی که دوست داشتم
قدم بزنم
هر جهنمی روی زمین
هر بهشتی روی زمین
.و دوباره برگردم
به سمتش
زیرش
دور از آن
به طرف آن
داخل و بالای آن
میزی برای کار
کاری برای تخت
تختی برای خواب
خوابی برای جان
جانی برای مرگ
مرگی برای یاد
یادی برای سنگ
.
.
.
این بود زندگی
!!!!
ب.و: واسه ایناس که من میگم حسین و می پرستم