به این می اندیشم که سید خندان هم گاهی در خفا می گریست
ب.و: هوای سید خندان کردم ؛

 
میگن هر کسی یه نیمه گم شده داره که باید بگرده و اونو پیدا کنه تا بتونه خوشبخت بشه
مگه نه ؟
خب از اونجا که منم بیشتر از هفتاد درصد مثه بقیه آدمام باید یه نیمه دیگه داشته باشم
اینم مگه نه ؟
خب من که اینجا الان خیلی وقته نشستم منتظر که نیمه دیگم بیاد منو پیدا کنه
نمیاد که
بیااااااااااااااااا

 
من عاشق توام
تو عاشق دیگری
و دیگری عاشق من
اینگونه است که همه همیشه تنهاییم
.
.
.
'مثه همیشه ' همین

 5
 
"جادوی هفتم: " نازکتر نگاه کن، دقیقتر ببین
گربه ای می شناسم شاعر است
از روی دیوار می گذرد
فقط پا روی برگها می گذارد


" جادوی هفتم به اضافه ی یک: " تفال نزن، راه برو
جادوگری موهایش را چیده است
گوشواره هایش
! روی میز خاک می خورند










جادوی نهم: " به من فکر کن، فقط به من..."ساعت دقیقا نه
!نه
پنج دقیقه به نه مانده
تو جایی توی این دنیا
برای کسی که دوست داری
خربزه قاچ می کنی
جادوی دهم: " تنفر قسمت سیاه عشق است، متنفر نباش
جادو
مثل یک سیاهی
روی زمین بالا می آید
و به شب پیوند می خورد











"جادوی یازدهم: " تقدیر تویی
گربه سیاه بختم
کلاغ خاکستری پرید
تمام آرزوهایم
تفال می زنم به موهای سیاه
توی سینک دستشویی

"جادوی دوازدهم: " طلسم دلتنگی ها نوشتنی نیست
طلسم میخوانم
می نویسم
توی گوشی تلفن فوت می کنم
حتی باریکترین راهروها
... برای من تنگ نمی شوند

"جادوی سیزدهم: " سیزده نحس نیست، دل تو تلخ است
رفتن
رفتن
توی تاریکی قدم زدن
طلسم من بود
این آخرین شب پاییزی


" جادوی چهاردهم، سیزده به در: " طلسم عشق
طلسم عشق می بافم
گاه بلند
همچون درختان تبریزی
گاه کوتاه
لگدمال شده همین چمن های باغچه
" جادوی پانزدهم: " نابودت می کنم، برای خودم از نو می سازم
توی فنجان قهوه ام افتادی
بیچاره
با آن موهای خاکستری
...آب می ریزم
خفه می شوی
"همین"

 

قوانین مورفی

هیچ چیزی به آن آسانی که به نظر می‌رسد

هر چیزی بیش از آن حدی که تصور می‌شود طول خواهد کشید

چیزی که ممکن است خراب شود، خراب می‌شود

اگر احتمال خراب شدن چندین چیز وجود داشته باشد،‌ آن یک خراب می‌شود که بیش‌ترین خسارت را بزند

نتیجه: اگر بدترین زمان خراب شدن‌ برای چیزی وجود داشته باشد، همان زمان است که خراب می‌شود

اگر چیزی قابل خراب شدن نباشد، پس حتما خراب میشود

اگر پیش‌بینی می‌کنید که چهار احتمال برای خراب شدن چیزی وجود دارد و از قبل تمهیدی برای آن‌ها اندیشیده‌اید،‌ پس حتما راه پنجمی به طور غیرمنتظره به وقوع می پیوندد

وقایع خودبه‌خود تمایل به بدترشدن دارند

اگر به نظر می‌آید که همه چیز به خوبی پیش می‌رود،‌ پس حتما از چیزی صرف‌نظر کرده‌اید

طبیعت همیشه طرف‌دار خرابی‌های پنهان است

طبیعت یک حرام‌زاده است

نابغه‌اند (fools)ساخت چون احمق‌ها (foolproof) غیرممکن است که چیزی را بی‌خدشه

هرگاه برنامه‌ریزی بکنی که چیزی را انجام دهی،‌ حتما چیز دیگری به وجود می‌آید که باید قبل‌اش انجام دهی

هر راه ‌حلی مسایل جدیدی را به وجود می‌آورد

:قانون کپی‌کننده‌های مورفی

قابل کپی‌بودن چیزی به طور معکوس متناسب با اهمیت آن است

:قانون جاده‌ باز مورفی

در یک جاده خیلی طولانی که پلی یک طرفه به طور اتفاقی در آن قرار گرفته است و می‌دانیم که تنها دو ماشین در آن جاده هستند، آن‌گاه خواهیم داشت: (1) دو ماشین در جهت‌های مخالف هم حرکت می‌کنند،‌ و (2) آن‌ها همیشه در سر پل به هم می‌رسند

:قانون ترمودینامیک مورفی

وقایع تحت فشار بدتر می‌شوند

:فلسفه مورفی

لبخند بزن ... فردا بدتر خواهد بود

:بازبینی کوانتایی مورفی

همه چیز، همگی با هم بدتر می‌شوند

:ثابت مورفی

چیزها متناسب با ارزش‌شان خراب می‌شوند

:از قانون مورفی Jenning نتیجه‌گیری

احتمال سقوط نان کره‌ مالی شده از سمت کره‌ای‌اش متناسب با قیمت فرش است

:توضیح درباره قانون مورفی

قانون مورفی خوش‌بینانه است


 0


gmail  communiti me