"جادوی هفتم: " نازکتر نگاه کن، دقیقتر ببین
گربه ای می شناسم شاعر است
از روی دیوار می گذرد
فقط پا روی برگها می گذارد
" جادوی هفتم به اضافه ی یک: " تفال نزن، راه برو
جادوگری موهایش را چیده است
گوشواره هایش
! روی میز خاک می خورند

جادوی نهم: " به من فکر کن، فقط به من..."ساعت دقیقا نه
!نه
پنج دقیقه به نه مانده
تو جایی توی این دنیا
برای کسی که دوست داری
خربزه قاچ می کنی
جادوی دهم: " تنفر قسمت سیاه عشق است، متنفر نباش
جادو
مثل یک سیاهی
روی زمین بالا می آید
و به شب پیوند می خورد

"جادوی یازدهم: " تقدیر تویی
گربه سیاه بختم
کلاغ خاکستری پرید
تمام آرزوهایم
تفال می زنم به موهای سیاه
توی سینک دستشویی
"جادوی دوازدهم: " طلسم دلتنگی ها نوشتنی نیست
طلسم میخوانم
می نویسم
توی گوشی تلفن فوت می کنم
حتی باریکترین راهروها
... برای من تنگ نمی شوند
"جادوی سیزدهم: " سیزده نحس نیست، دل تو تلخ است
رفتن
رفتن
توی تاریکی قدم زدن
طلسم من بود
این آخرین شب پاییزی
" جادوی چهاردهم، سیزده به در: " طلسم عشق
طلسم عشق می بافم
گاه بلند
همچون درختان تبریزی
گاه کوتاه
لگدمال شده همین چمن های باغچه
" جادوی پانزدهم: " نابودت می کنم، برای خودم از نو می سازم
توی فنجان قهوه ام افتادی
بیچاره
با آن موهای خاکستری
...آب می ریزم
خفه می شوی
"همین"