من اینجام
بعد از گذشت اینهمه سال
تنم تیکه و پارهس ولی از درون شادم ،نه که شادِ شاد
یه جور غمگینی عمیق، خیلی عمیق
ته غم میرسی به یه جور شادی مطبوع
اینکه چرا باز به نوشتن برگشتم رو حتی خودمم هنوز نمیدونم
اینکه چرا نوشتههام به دوم شخص اشاره داره هم نمیدونم ینی چی
قرار نیست کسی اینارو بخونه
قرار نیست کسی اینارو بدونه
ولی خب مینویسم تا از سنگینی بارم کم بشه
مینویسم چون باید بیان بشه ولی امروز گوشی برای شنیدن وجود نداشته
خیلی وقتا فک میکردم اطرافیانم میفهمن
ولی خیلی سال طول کشید تا فهمیدم
هیچ کس واقعا نمیفهمد
هیچ کس واقعا نمیداند
لیترالی
من دوباره برگشتم با اندیشههای ریز و درشت توی سرم
توصیه من اینه که نخونم
منو نخون
حتی اگه اتفاقی اینارو دیدی